تبليغاتX
نان و عشق و سینما

نان و عشق و سینما

سینما

 

    آنچه در ذیل می آید گفتگوی کوتاه جودی سلون با جری ساینفیلد به مناسبت اکران

فیلم زنبوری در سینما های آمریکای شمالی است که با هم می خوانیم:

 

 

 

قصد نداشتم فیلم بسازم

ترجمه: حامد مقدم

   در ۱۴می  ۱۹۹٨ پخش ساینفیلد  که یک کمدی موقعیت عامیانه از جری ساینفیلد بود به پایان رسید. در طول ۹ سال گذشته این کمدین ازدواج کرد، تشکیل خانواده داد و گاه و بیگاه در تلویزیون ظاهر شد. اما امسال او به طور آشکار به انظارعمومی بازگشته است. پاییز امسال اوبازیگرمهمان در نخستین نمایش از دومین فصل پخش   30 Rock بود. همچنین فیلم زنبوری، انیمیشنی که او به طور خستگی ناپذیر به مدت چهار سال بر روی آن کار کرده اخیراً اکران شده است. در این فیلم ساینفیلد به جای بری بی بنسن صحبت می کند، یک زنبورعسل که پس از اینکه پی می برد که این انسان ها هستند که عسل آن ها را می خورند ، تصمیم می گیرد علیه انسان ها شکایت کند. به مانند تمام پروژه هایش، ساینفیلد نویسندگی و تهیه کنندگی این فیلم را هم برعهده دارد.  

 

سوال:  واقعیت دارد که ایده این فیلم درحین شام و طی یک گپ و گفت نچندان جدی با استیون اسپیلبرگ شکل گرفت؟  

 

پاسخ:  بله. فقط یک شام دوستانه بود و من هل هلکی چیزی پراندم ،شاید که جالب باشد و سبب خنده اش شود. قصد نداشتم فیلم بسازم.]می خندد[. او کسی بود که فکر می کرد آن می تواند یک فیلم باشد. من فکر نمی کردم.

 

  سوال:  ساخت انیمیشن فرایند خیلی کندی است ، این عصبانی تان نکرد؟

 

پاسخ: دیوانه ام کرد. اما بعد این واقعیت را پذیرفتم که شرایط همینگونه خواهد بود وسپس بیشتر و بیشتر مشغول کار شدم. به همسرم گفتم،«چرا همه کار ها را باید این جوری انجام بدهم؟ چرا نمی توانم یک روش دیگر پیدا کنم که این قدرعذاب آور نباشد؟». و او گفت:« تو همان را هم با یک جعبه کلوچه انجام می دهی». فقط باید کل جعبه را بخوری تا حالت ازش به هم بخورد». همیشه مجبورم کارهایم را به شیوه ای انجام بدهم که سخت تر از حد انتظار من است.

 

 سوال:   چقدر درگیر انتخاب صدا پیشه ها شدید؟ آیا شما از رنه زلوگر برای ایفای نقش ونسا ، دوست آدمیزاد بری ، دعوت کردید؟

 

پاسخ: اوه. مطمئناً. من در واقع در تعقیبش بودم. تقریباً همیشه می دانستم کجاست. اگر می خواست برای نمایش یک فیلم برود من به طریقی چند ردیف عقب تر در آنجا حضور داشتم. « اوه ، رنه ، چقدر بامزه است که دوباره اینجا همدیگر را دیدیم». جداً می خواستم که در این فیلم حضور داشته باشد. مطمئن بودم بهترین کسی است که می تواند نقش ونسا را بازی کند،بخصوص از طریق صدا. البته بازیگران بزرگ زیادی وجود دارند اما همه آنها مهارت او را در صدا  ندارند. صدای او سبب سرزندگی فیلم می شود.

 

سوال:    چی شد که از ری لیوتا استفاده کردید؟ 

 

 پاسخ: به شما خواهم گفت که چرا از او استفاده کردم. با خودم گفتم،آخرین کسی که انتظار داری در یک فیلم انیمیشن ، والس برقصد کی می تواند باشد؟ آن کسی نبود جز ری لیوتا.

                                                                                                              فیلم ریویو

 

+ نوشته شده در  دوشنبه دوازدهم آذر 1386ساعت 17:2  توسط حامد مقدم  | 

 

                        

                                                      اینک کراننبرگ  

حامد مقدم                     

  « « وعده های شرقی» یک تریلر جنایی معمولی نیست، درست مثل کراننبرگ، که یک کارگردان معمولی نیست.» این جملات راجر ابرت درباره آخرین اثر کارگردانی است که سینما را به طور جدی با ساخت آثاری کم هزینه در دهه ٧۰ آغاز کرد.او با ساخت آثار ترسناک با محوریت «جسم انسان» به آنچنان اعتباری دست یافت که امروزه فیلم هایش تبدیل  به معیاری جهت سنجش فیلم های موسوم به «وحشت جسمانی» شده اند. بطوری که وقتی در سال ٢٠۰۵ «تاریخچه خشونت» را ساخت بسیاری از تغییر مسیر کاری او متعجب شدند.البته وی با ساخت آن فیلم و اخیراً «وعده های شرقی» نشان می دهد که بجز توانایی های ثابت شده اش در گونه هایی چون وحشت و علمی- تخیلی، در ساخت تریلر های جنایی هم کارگردانی تواناست. با مرور چند باره آخرین اثرش «ذهنیت و زیبایی شناسی مخصوص کراننبرگی» را در آن ها خواهیم یافت. هرچند که در برخی لحظات نوعی تمایل برای نزدیک شدن به   اسناف پ ورنوگرافیرا در این اثر می بینیم، نکته ای که گویا به مزاق برخی از منتقدان غربی خوش نیامده است. آن چه در ذیل می آید گوشه هایی از نظرات برخی منتقدان غربی درباره آخرین اثر این کارگردان کانادایی است.

 

پیتر برادشاو-گاردین

 

   دیوید کراننبرگ همیشه به عنوان استاد فیلم های جنایی و وحشت جسمانی مشهور بوده است. فیلم جدید او که درباره گانگسترهای روسی در لندن است باید مصالح زیادی را برای او فراهم کرده باشد. اوباش Vory V Zakone ، حرمتی شدید و تقریباً مرموز برای خالکوبی قائلند: نقش و نگار های زشت و سبعانه قصد دست پاچه کردن و به وحشت انداختن افراد خارج از این گروه برادری را دارند و شاید به همان شکل ، فقط بصورتی شدید تر در رابطه با افراد داخل این گروه هم  چنین کاربردی داشته باشند .

   یک صحنه فریبنده در وعده های شرقی، شخصیت سرسخت مرکزی فیلم ( که نقشش را ویگو مورتنسن بازی می کند) را نشان می دهد که در حالی که به پشت دراز کشیده خود را به گونه ای  اروتیک در اختیار سوزن های خالکوبی قرار داده است. او در حال دریافت تمام ستاره نشان هایی است که جایگاه جدید او را به عنوان یک فرد تربیت شده روسی مشخص می کند. در صحنه ترسناک دیگری، نیکولای کاملاً لخت و بدون هیچ سلاحی در حمام باید برای نجات جانش با دو قاتل چاقو به دست مبارزه کند.

کراننبرگ نشان می دهد که این تاتو-فتیش ها به نوعی سلاح او هستند: نشانی ازبی اهمیت بودن عنصر درد برای یک جنگجو.

   متاسفانه ، باقی فیلم هم بیشتر، از لحاظ قراردادهای دراماتیک سرگرمی،  در اندازه های شهرت تثبیت شده کراننبرگ به عنوان یک فتیشیست جسمانی و یا مهارتی که اخیرا در فیلم عالی «تاریخچه خشونت» نشان داد، نیست... .

 

لورا بارتن-فرست پست

 

   چیزخیلی نامطلوبی درباره فیلم های دیوید کراننبرگ وجود دارد. در واقع آخرین فیلمی که از او دیده بودیم «تاریخچه خشونت» از معدود فیلم هایی بود  که  تماشایش را نصفه کاره رها کردم. نکته ناخوشایند درباره او مقصود اوست، فیلم او درعین حالیکه ما را ناراحت میکند جذب کننده نیز هست.

    یک درجه دار زندان سیبری، ویگو مورتنسن(که در تاریخچه خشونت هم بازی میکرد)، در حال حاضر ملازم سیمون (آرمین مولر-استال) است یک به ظاهر رستوران دارکه در اصل یک کسب وکار غیر قانونی را هدایت میکند. آنا(نائومی واتس) به این دنیا پا میگذارد یک مامای نیمه روس که نوزاد یک زن را نجات می دهد زنی که در این تشکیلات کار میکرده است. البته پشت این قضیه بجز این بچه یک دفترچه یادداشت هم وجود دارد.و یک کارت، چیزی که او را به رستوران سیمون هدایت میکند... 

   آنچه بیش از همه جذب کننده است تصویری است که کراننبرگ از لندن مدرن ارائه می دهد. و اصلاُ تعجبی ندارد که فیلمنامه این فیلم را استیو نایت نوشته است. کسی که «چیزهای کثیف قشنگ» را در کارنامه اش دارد. هر دو فیلم شیفتگی به این دنیای زیرزمینی شهری را به نمایش میگذارند- جایی محصور شده با هر دو گروه گنگستر ها و مهاجرین ضعیف، نیازمند و تازه وارد که به قربانیان آنها تبدیل می شوند.- جائیکه اخلاقیات از بین رفته است. به عنوان یک دنیا ، جهانی که در فیلم می بینیم جذب کننده است اما کراننبرگ راه بسیار دوری رفته است: آنا زیادی پاک است، یک صحنه نزاع برهنه بسیار سمبولیک،.... کراننبرگ یک استاد می بود، اگرمی توانست کمی خوددار باشد.

  

پیتر تراورز-رولینگ استون

 

  ... یک فیلم فوق العاده. یک کارگردان فوق العاده. اما شاید شما گمان کنید که طرح این فیلم برای کراننبرگی که تماشاگران را با «سور عریان»، «تصادف» و «eXistenZ» مبهوت کرده بود خیلی سرراست است.جای نگرانی نیست . چراکه کراننبرگ در سال  ٢٠٠٥با «تاریخچه خشونت» تمام فرمول ها را عوض کرد. برخلاف تولیدات هالیوود که به قول دیوید لینچ «سروصدا می کنند و فراموش می شوند» فیلم های کراننبرگ صدا می کنند اما این صدا پرطنین تر می شود. برای بیشتر از سه دهه این کانادایی بدعت گذار شیوه های جدیدی را آزموده است. اگرهنوز    « فرزندان»، «خلاء»، «مگس» و «دوقلوها» را به عنوان آثاری متمایز قبول ندارید باید این واقعیت را بپذیرید که به آثار او درست توجه نکرده اید...

 

پس از تحریر: این مطلب را درسینمای ما بخوانید.

 


 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  شنبه سوم آذر 1386ساعت 13:40  توسط حامد مقدم  |