تبليغاتX
نان و عشق و سینما

نان و عشق و سینما

سینما

   

                                                                                                       

                                  

                               زنده باد کودکی،زنده باد کارتون!

 

اولین چیزی که درباره «متی پسر غاز چران» می شود گفت همان ایجاد حس نوستالژی در آدمی است . مخصوصاً برای آن عده از ما که در میان انبوه انیمیشن های نوین کمپانی های دیسنی و پیکسار، دلمان لک زده برای همان کارتون های زیبا و ساده ای که یادآوری کودکی مان بدون خاطرات رنگی آن ها امکان پذیر نیست. زمانی که کارتون ها هنوز روح و معصومیت خود را از دست نداده بودند و فقط وفقط برای کودکان ساخته می شدند. دورانی که تکرار چند باره یک فیلم کارتونی هیچ وقت سبب از دست رفتن لذت تماشای مجدد آن نمی شد و اشتیاق و ولع کودکان برای تماشای چندباره این فیلم ها گویی تمام شدنی نبود. یادش بخیر! یاد آن صدا های دلنشینی که این فیلم ها را همراهی می کرد و یاد لحظاتی که در جمع دوستان با تقلید صدای شخصیت های محبوب کارتونی مان خوشی لحظه های تماشای آن ها را دوباره مرور می کردیم. تماشای «متی پسر غازچران» آن لحظات را دوباره پیش روی مان آورد و دوباره ما را به یاد آن جمله زیگموند فروید انداخت که زمانی گفته بود:«کودکی همواره با ماست.»

«متی پسرغازچران» درباره پسر روستایی وغاز چرانی است که روزی توسط حاکم زور گوی منطقه، که خود را مظهر قانون آن دیار می داند، به ناحق تنبیه می شود. پس از تنبیه شدن، پسر به حاکم قول می دهد که در سه مرحله انتقام خود را از او خواهد گرفت. چند سال بعد زمانی که حاکم منطقه قصد ساختن قصری برای خود دارد،پسرک در شمایل معماری ایتالیایی به نزد حاکم می رود. حاکم از او خوشش آمده و ساخت قصر را به او می سپارد.او هم حاکم و سربازانش را به بهانه تهیه چوب به جنگل مجاوربرده وهر یک را مامور قطع درختی می کند. او به هر کدام از سربازان توصیه می کند که در حین قطع درختان«پام پام»کنند.سربازان به حرفش گوش داده و«پام پام» کنان مشغول کار می شوند و پسرک از این فرصت استفاده کرده و حاکم را به بالای تپه ای برده ،به درختی می بندد. و مرحله اول انتقامش را با زدن 25 ضربه به پشتش به انجام می رساند.

مدتی پس از بازگشت به قصر،چون درد حاکم تسکین پیدا نمی کند او خدمتکارش را مامور یافتن پزشکی حاذق می کند. متی وقتی از نقشه او آگاه می شود خود را به شکل یک پزشک نظامی آلمانی در می آورد و به قصر می رود. سپس او همه سربازان و مستخدمین را برای یافتن گیاهان دارویی به مراتع اطراف می فرستد ودرنبود آن ها مرحله دوم انتقام خود راعملی می کند.درهنگام ترک قصر او همه غازهایی را که حاکم پیش تر، به زور از ساکنین روستا جمع آوری کرده بود آزاد می کند.

اکنون زمستان فرا رسیده است و از آن جایی که حاکم اطمینان دارد متی دیر یا زود سومین مرحله از انتقامش را عملی خواهد کرد سربازان را برای یافتن او به روستا می فرستد و دستور می دهد که به هرکس که مظنون شدند دستگیرش کنند.سربازان شروع به دستگیری افراد مشکوک می کنند اما به متی که هیچ ماسکی به چهره نزده مشکوک نمی شوند. متی با یکی از سوارکاران روستایی تبانی کرده و از او می خواهد که سربازان را گمراه کند.سربازان احمق هم که سوارکار را با متی اشتباه گرفته اند به گمان دستگیر کردن او به تعقیب سوارکار می پردازند. متی هم از فرصت استفاده کرده و حاکم را این بار در حضور مردم روستا برای سومین بار تنبیه می کند.

«متی پسر غاز چران» یک شعر حماسی مجارستانی کنایه دار و آموزنده است که توسط میهایلای فازکاس (1766-1828) مجار بر اساس یک داستان فولکلور نوشته شده است. بجز این کارتون، دو فیلم دیگر هم، یکی در سال 1922 و دیگری در سال 1949 بر اساس این داستان زیبا ساخته شده است.

 

پی نوشت1: درباره این فیلم به فارسی در دنیای وب اطلاعاتی پیدا نکردم و احتمالاً یادداشت کوتاه من اولین آن ها باشد.

 

پی نوشت2: سایت های انگلیسی زبان هم در این باره اطلاعات زیادی منتشر نکرده اند و بیشتر مطالب مرتبط با این داستان به زبان مجار است. اما می توانید اندک اطلاعاتی را درباره داستان در اینجا بخوانید.

پی نوشت۳: می توانید یادداشت های کوتاهم را درباره مسابقات یورو۲۰۰۸ بخوانید:

ویوا اسپانیا

هلند را بخاطر بسپار

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و چهارم خرداد 1387ساعت 19:45  توسط حامد مقدم  | 

 

اگر مايليد مي توانيد يادداشت کوتاهم را درباره فيلم «فريادهاونجواها»(اينگمار برگمان1972)، در مجله سينمايي سی نت بخوانيد.

 

  راستش مدت ها بود اين مطلب کوتاه را ترجمه کرده بودم و گذاشته بودم روزي همراه با يادداشتم بر فيلم «خانم سان شاين کوچولو» يک جا در وبلاگ قرار دهم. اما علي رغم اينکه بيش از يک سال از تماشاي اين فيلم مي گذرد. هرچه صبر کردم ديدم اين فرصت فراهم نخواهد شد و در نتيجه اين ترجمه را به تنهايي در اين پست قرار مي دهم.  

 

              

ناخوشايند و بي مزه

 اوون گليبرمن

ترجمه: حامد مقدم

   تمام خانواده هاي شاد شبيه به هم هستند. همه ي خانواده هاي غير عادي هم  دست کم در فيلم ها به اشکال مختلف غمگينند. اگر قصد همراهي با «خانم سان شاين کوچوچولو» را داريد از تماشاي يک کمدي با شخصيت هاي جذاب لذت خواهيد برد. اين خانواده شامل يک پدر ساده لوح بي فايده (گرگ کينير) که نا اميد از در معرض فروش قرار دادن برنامه ي انگيزشي 9مرحله اي اش است، يک مادر خوب و اخمو( توني کالت),برادر همجنس بازش که يک محقق متمايل به خودکشي است(استيو کارل)، يک پسر نوجوان(پل دانو) که از خانواده اش متنفر است انقدر که به مدت يکسال با انها صحبت نکرده است و پدربزرگ (الن ارکين) يک پيرمرد لجوج و بد خلق که هروئين مصرف مي کند.

   من را بايد ببخشيد اما اين ها اصلاً شخصيت هاي موثر و پويايي نيستند. آن ها راه مي روند و ديالوگ هاي فيلمنامه را تکرار مي کنند. هر چند که نمي توان منکر نوعي زيرکي در«خانم سان شاين کوچولو» شد.

   همانطور که خانواده به سمت ساحل ردوندو جايي که آليو 7 ساله ( که ابيگيل برسلين جذاب نقش آن را بازي مي کند) بايد در مراسم خانم سانشاين  شرکت کند مي رانند فيلم جانمايه ساختگي خودش را در قالبي از واقعگرايي فیلم های مستقل مخفي ميکند. براي مثال وزن و اهنگ سرخوشانه فيلم، چشم اندازهاي دلفريب جاده هاي بياباني و بازيگران فوق العاده اي که همه کاري براي تبديل اين اثر بي کيفيت به فيلمي بهتر انجام مي دهند.

   اوج مراسم زيبايي هم يک رياکاري خالص است. فيلم ديگر بچه هاي شرکت کننده در مسابقه را به تمسخر مي گيرد در حالي که جشني براي انچه آليو انجام داده بر پا مي کند. به طور نا خوشايندي مودب؟ بلي اما خيلي بيشتر از ان بي مزه.

                                                                                                       اينترتينمنت ويکلي

 

پی نوشت:  برای تسکین عذاب وجدانم بخاطر قرار دادن این پست هم که شده باید اعتراف کنم با اظهارات آقای گلیبرمن به هیچ وجه موافق نیستم و برعکس فیلم مورد نظر را بسیار دوست دارم.

+ نوشته شده در  چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 21:9  توسط حامد مقدم  |