تبليغاتX
نان و عشق و سینما

نان و عشق و سینما

سینما

 

برای سرگرمی

 

شوالیه تاریکی (کریستوفر نولان،2008)

دست پخت جدید کریستوفر نولان آنقدر خوش طعم بوده است که توانسته رکورد 3روز اول اکران در تاریخ آمریکای شمالی را جابجا کند. این فیلم که در آمریکا به نام های« بتمن شروع می کند2» و «بتمن:شوالیه تاریکی» هم معروف است توانست در سه روز اول اکران 4/158 میلیون دلار فروش کند.  شاید برخی از طرفداران و شیفتگان «تایتانیک» جیمز کامرون نگران باشند که رکورد 601 میلیون دلاری فیلم شان بوسیله این فیلم جدید نولان شکسته شود اما این افراد نباید زیاد نگران باشند چرا که این فیلم بنا به نظر بسیاری از کارشناسان،علی رغم شکستن رکورد «جنگ ستارگان» جرج لوکاس، که دومین فیلم پرفروش تاریخ آمریکای شمالی بود، بعید است بتواند به رکورد فیلم کامرون دست یابد.

کریستوفر نولان 38 ساله که در کارنامه خود فیلم های شناخته شده ای چون «بی خوابی(2002)»،«بتمن شروع می کند(2005) » و «پرستیژ(2006)» را دارد در این فیلم 152 دقیقه ای، مجموعه ای از بازیگران مطرح را بکار گرفته است که از میان شان می توان به کریستین بیل در نقش بتمن و هیت لجر فقید در نقش جوکر اشاره کرد. البته به این دو، می توانید نام های مشهوری چون گری الدمن، مایکل کین، مگی جینلهال، آرون اکهارت و مورگان فریمن را هم اضافه کنید. این فیلم از 18 جولای 2008 با درجه PG13 در سینما های آمریکای شمالی به رو پرده رفته است.

مومیایی:مقبره امپراتور اژدها (راب کوهن،2008)

در این سومین دنباله از سری فیلم های مومیایی، برندن فریزر و لوک فورد در نقش پدر و پسری ماجراجو ظاهر می شوند که با بیرون کشیدن جسد اولین امپراتور چین ، که نقش آن را جت لی بازی می کند،ماجرایی جدید می آفرینند. کارگردانی این فیلم را راب کوهن برعهده دارد که یک اکشن ساز است. در کارنامه او به آثاری چون«روشنایی روز(1996)» ،«جمجمه ها(2000)، «سریع و دیوانه وار(2001) و سه ایکس (2002) بر می خوریم. او این بار در جایگاه استیون سامرز کارگردان دو قسمت قبلی «مومیایی» قرار گرفته است. این فیلم سینمایی که توسط کمپانی یونیورسال  توزیع شده است  توانست در سه روز اول اکران در 3760سینمای امریکای شمالی به فروشی معادل 4/40 میلیون دلار دست یابد.دو قسمت قبلی «مومیایی» که در سال های 1999 و 2001 در سینما های جهان اکران شد در زمان خود به آثاری پرفروش تبدیل شدند اما آنچه درباره این فیلم ها مشترک بوده ، هدف قرار دادن تماشاگران نوجوان و جوان سینما برای فروش بیشتر است.در این فیلم ها تماشاگر با انبوهی از ماجرا های اکشن، فانتزی و قهرمان بازی های آمیخته با جلوه های ویژه خیره کننده اما توخالی  روبرو می شود.سری «مومیایی»علی رغم داشتن ظاهری خوش آب و رنگ، چیز خاصی برای عرضه به مخاطب جدی تر سینمایی ندارند. این دنباله جدید هم تا به امروز نتوانسته است نظر مثبت منتقدان آمریکایی را بدست آورد.

ماما میا! (فیلیدا لوید،2008)

گفته اند برای ایفای نقش شخصیت سوفی در این فیلم در ابتدا بازیگرانی چون مندی مور، آماندا بینز، ریچل مک آدامز و امی راسِم(همان بازیگر فیلم های «پس فردا»ی رولند امریش و «شبح اپرا»ی جوئل شوماخر)، در نظر گرفته شده بودند. اما در انتها این نقش به آماندا سیفرید رسید. فیلیدا لوید که کارگردانی این فیلم کمدی- موزیکال را بر عهده دارد قبلاً نمایشنامه «مامامیا!» را هم در برادوی به روی صحنه برده است. نمایش موزیکالی که مریل استریپ(که در این فیلم نقش شخصیت «دانا» را ایفا می کند) یک بار در اکتبر 2001 به همراه دخترش در منهتن آن را تماشا کرده بود. منتقدان امریکایی خیلی این فیلم را تحویل نگرفتند اما راجر ابرت در نوشته اش درباره این فیلم اشاره کرد:« این فیلم برای من ساخته نشده است. این فیلم برای مردمی ساخته شده که آن را دوست خواهند داشت و تعداد شان احتمالاً خیلی زیاد خواهد بود.» با این وجود این فیلم می تواند برای علاقمندان گروه موسیقی سوئدی «آبا» که در دهه هفتاد شهرت زیادی داشت، جالب توجه باشد.

سفر به مرکز زمین (اریک برویگ،2008)

قهرمان های این فیلم جدید ماجرایی، برندن فریزر،جاش هاچرسن و آنیتا بریم هستند که تحت هدایت اریک برویگ قرار است لحظاتی پر هیجان و پرماجرایی را برای تماشاگران ویژه فصل تابستان سینما فراهم کنند. تماشاگرانی که بخش اعظمی از آن ها را  کودکان و نوجوانان و یا به عبارتی دیگر بچه مدرسه ای ها تشکیل می دهند. که این روزها(در زمان نگارش این مطلب) در تعطیلات تابستانی به سر می برند و در واقع تماشاگران اصلی این گونه داستان های ماجرایی هستند. این فیلم  132 دقیقه ای  که توسط دو کمپانی معظم برادران وارنر و نیولاین سینما توزیع شده است یکبار دیگر همان داستان جالب و هیجان انگیز رمان ژول ورن را تعریف می کند. البته تماشاگران جدی  و قدیمی تر سینما نسخه ای قدیمی هم به این نام  با بازی جیمز میسون، دیده اند که آن را هنری لوین کارگردانی کرده بود و در سال 1959 نامزد سه جایزه اسکار هم شد. با تمام این تفاسیر فیلم جدیدی که این روزها در سینماهای جهان روی اکران است با استقبال سرد منتقدان روبرو شده است. بطوری که تای بر، منتقد بوستون گلاب، فیلم را فقط برای کودکان سرگرم کننده می داند و معتقد است که این فیلم هیچ پیشرفتی از خود نشان نمی دهد.

 

+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم شهریور 1387ساعت 20:45  توسط حامد مقدم  | 

     

      

درباره باسواد های توانایی که به ما سینما آموختند

در ستایش منتقدان

حامد مقدم

نوشتن درباره آنان که به ما سینما آموخته اند نباید زیاد آسان باشد. چرا که درباره کسانی صحبت می کنیم که بدان حد از بلوغ فکری و سواد سینمایی رسیده اند که خواسته یا ناخواسته بر مخاطبان شان تاثیر گذاشته اند.

مطمئناً در این مورد هم عقیده ایم که کمبود و عدم دسترسی  به آثار روز و البته فاخر تاریخ سینما در دورانی بس طولانی، چه رنج ها بر دوست داران هنر هفتم وارد نکرده است و در این میان بزرگانی بودند که با مشقت های فراوان به جمع آوری اطلاعات و نوشتن درباره آن آثار پرداختند. شاید نوشته های پرتو مهتدی در ویژه نامه 20 سالگی مجله فیلم شاهدی عینی و مدرکی مستدل باشد از زحمات این عاشقان واقعی سینما.

قرار است در این نوشته درباره منتقدان محبوب عمرم بگویم که می توانند منتقدان محبوب عمر شما هم باشند و آنانی را معرفی کنم که با نوشته هاشان بیشترین تاثیر را بر ما گذاشته اند. نویسندگان عاشقی که، نوشتن درباره آن چه به آن، عشق می ورزند را برگزیده اند و با قدرت تحلیل قابل توجه شان دیگر دوست داران سینما را هم در تجربیات و کشف های خود شریک کرده اند. بی گمان نوشتن در باره آن چه دوست می داریم لذتی فراوان دارد و تقسیم آن با گروه هم فکر و هم سلیقه، لذت بخش تر. و شاید این تنها دلیل تحمل این همه مشقت است.

نام هایی که در ذیل می آید بی هیچ ترتیب، باسواد های توانایی هستند که با نوشتار های شان که چونان کلاس درس سینما ست بر دانش مان افزوده اند و همچنان می افزایند. کسانی که نوشته ها و گفتارشان آن قدر وزین و پربار است که قابلیت مرور دوباره و چند باره دارد و آن چه در این بین مشترک است، نکات تازه و کاربردی است که در هربار مرور نوشته هاشان، کشف و بر دانش مخاطب افزوده می شود.

1.      اکبر عالمی: دوران کودکی مان را با سینما و مفاهیم مربوط به آن رنگ آمیزی کرد. مهم نیست که به دلیل کم بودن سن و سال خیلی از گفته هایش را درک نمی کردیم و یا برای بیدار ماندن تا نیمه های شب برای تماشای یک اثر سینمایی در برنامه اش، با مرارت و سختی  به چه ترفند هایی متوسل می شدیم . مهم این است که اکبرعالمی و برنامه هنر هفتم اش، به یکی از درخشان ترین، لذت بخش ترین و دست نیافتنی ترین خاطرات سینمایی مان بدل شده است.

2.      بابک احمدی: نوشته های این صاحب نظر عرصه هنر برای بسیاری از دوست داران این عرصه کاربردی بوده است. در حوزه سینما هم فکر نمی کنم کسی بتواند منکر اثر گذاری اش در بالا رفتن درک سینمایی خیل عظیمی از مخاطبان شود. تلاش آرمان گرایانه او در معرفی سینمای دو جاودانه هنر هفتم یعنی آندری تارکوفسکی و روبر برسون ، حیرت انگیز و البته ستودنی است.

3.       سعید عقیقی: همه از لحن گزنده نوشته هایش می گویند. اما مگر نه اینکه یکی از ویژگی های نقد تاثیر گذار کنایه دار بودن و گزندگی آن است. آن چه پس از خواندن نوشته های عقیقی دستگیر مخاطب می شود حضور منتقدی به شدت تیز هوش است که با سخت کوشی، نقد خود را تبدیل به جایگاهی  برای عرضه مفاهیم ناب و کاربردی سینما به خواننده اش کرده است. او یکی از سرمایه های ارزشمند ادبیات سینمایی ایران است.

4.      ایرج کریمی: مباحث نظری او طرفداران بی شماری دارد و شیوه ای که برای  تحلیل یک فیلم بکار می بندد در نوع خود کم نظیر است. تسلط توامان او بر ابزار و مفاهیم سینما، نقد هایی معنا گرایانه را پدید می آورد که بر تحلیل هایی منطقی استوار است و در نتیجه خواندنی و تاثیر گذار.

5.       مجید اسلامی: او بی گمان بزرگ ترین میراث دار و  توانا ترین اشاعه دهنده نقد نئو فرمالیستی در ادبیات سینمایی کشور بوده و هست. نقد های فرم شناسانه و تحلیل های علمی اش که گاه به مقالات سینمایی آکادمیک نزدیک می شوند دست کم در ادبیات سینمایی کشور بی نظیر است و بی گمان برخی از آن ها قابلیت رقابت در عرصه جهانی را هم دارد. کتاب «مفاهیم نقد فیلم» او  حاوی برخی نوشته ها و ترجمه های ارزشمند اوست. ضمناً یکی از بهترین نوشته های سینمایی خارجی ای که تا به امروز خوانده ام حاصل ترجمه روان و پر قدرت اوست: مقاله ای درباره فیلم «جویندگان» نوشته دیوید تامپسن. از دستش ندهید.

6.      کامبیز کاهه: آن چه در نوشته هایش مرا به حیرت می انداخت. تسلط قابل توجه اش بر سینمای امروز و دیروز جهان بود. او در شماره ویژه سال 2000مجله دنیای تصویر، در نوشتاری جامع و به یاد ماندنی سینمای دهه 90 را به صورتی شگفت آور مرور کرد. نوشته ای که نشان از توانایی او بر سینمای عصر خویش داشت. و بخوانید نوشته هایش را بر 10 فیلم برتر عمر به انتخاب منتقدان ایرانی در ویژه نامه مجله دنیای تصویر، تا ثابت شود که او علاوه بر سینمای روز دلبسته سینمای کلاسیک هم بود.

7.      کامیار محسنین: دانش خود را در نوشته هایش بیشتر رو می کند تا گفته هایش. منتقدی سخت گیر است و آشنا به تاریخ هنر. به این ها اضافه کنید توانایی اش را در ترجمه متون سینمایی خارجی و نوشته های کاربردی اش در مجلاتی چون سینما و نقد سینما. یادم می آید در یکی از برنامه های سری اول سینما چهار ، به همراه سعید عقیقی به بررسی «ارتباط فرانسوی» ویلیام فرید کین پرداخت و آن بحث جالب و جذاب شان درباره ترجمه نام فیلم. از آن نشست های سینمایی فراموش نشدنی تلویزیون ، چیزی که دیگر کمتر و یا بگویم اصلاً اتفاق نیفتاد.

8.       حسن حسینی: او یک دایره المعارف زنده سینمایی است. نیازی به توضیح و یا تحقیق نیست. اگر حتی یک بار نوشته هایش را خوانده و یا پای صحبت هایش نشسته باشید با من هم عقیده هستید. او دنیایی از اطلاعات سینمایی است. از وحشت وعلمی تخیلی گرفته تا  فیلم نوار و حتی ملودرام. نمی دانم نوشته هایش را درباره فیلم های مهجور و به اصطلاح  «بد» تاریخ سینما خوانده اید یا نه. اما توصیه می کنم لیست بهترین فیلم های عمر او را هر جور شده به دست آورید و بخوانید. چرا که لیست او متفاوت ترین لیستی است که یک منتقد در ایران می تواند ارائه کند.  خواندن کتاب «طعم ترس» او واجب است البته اگر مثل من علاقمند جدی فیلم های ترسناک هستید!

9.      سعید مستغاثی: منتقدی بسیار فعال است و قلم روانی دارد و دربرابر رخداد های روز، بخوبی واکنش نشان می دهد. اهل نوستالژی بازی با آثار فاخر و کارگردان های محبوبش در سینما است هرچند که در نوشته هایش آن را بروز نمی دهد.برای نمونه، یادداشتش در رثای رابرت آلتمن فقید را در وبلاگش بخوانید.در دوره کوتاه حضورش در هفته نامه سینما،تحولات چشمگیری در آن ایجاد کرد. مباحثی جدی درباره سینمای استاندارد در این مجله به راه انداخت و دوباره بخش نقد های تالیفی درباره آثار روز سینمای جهان را به آن اضافه کرد.از منتقدان سرسخت مراسم اسکار است و عموماً هرسال بعد از برگزاری این مراسم، نوشته ای از او خواهیم خواند.

10. امیر پوریا: منتقدی جوان است اما با سواد هم هست. کار خود را می کند و تاثیر گذاری خود را هم دارد. عموماً درباره آثاری می نویسد که دوست دارد و همین مورد، نوشته هایش را خواندنی تر می کند.تفاوتش با  بعضی دیگر از نویسندگان جوان امروزی  در نوع نگاهش به سینما است. برخلاف برخی از نویسندگان جوان، فعال و مشهور امروزی که بیشتر به محتوا می پردازند و خاطره تعریف می کنند تا ضعف دانش شان از ساختار و فرم سینمایی به چشم نیاید، او  برای فرم اهمیت زیادی قائل است و با دانش سرشار خود به خوبی بازیگری ، فیلمنامه و ساختار آثار سینمایی را تحلیل می کند.

و با تشکر ویژه از:

1.      محمد رضا یکرنگ صفاکار: حیف که کمی دیر شناختمش. چرا که آدمی به شدت با سواد و دل سوخته هنر است. مدرس سینما و موسیقی است و کتاب ارزشمندی درباره فیلم «مرگ در ونیز» ویسکونتی دارد. خواندن کتابش را که «زیبایی و مرگ» نام دارد، به آنانی که به موسیقی و سینما توامان عشق می ورزند توصیه می کنم.  تجربه ای لذت بخش خواهد بود.

2.      حسن روحانی:یادتان می آید آن شبی را که  برای صحبت درباره فیلم «این گروه خشن» به برنامه صد فیلم  دعوت شده بود. چه عاشقانه سخن می گفت و چه مویه هایی که در رثای سام پکین پای بزرگ نکرد. رفتار و گفتار آن شب او را فقط عاشقان واقعی سینما درک می کنند.آنانی که بی یاد کردن از هنر هفتم روزشان شب نمی شود. آنانی که با سینما زندگی می کنند و فقط به آن می اندیشند و هیچ وقت در گفته ها و نوشته هاشان ژست سینما دوستی نمی گیرند. بلکه بی آنکه خود بخواهند و بدانند،عشق به سینما در رفتار و گفتارشان  پیداست. آیا شما هم یکی از آن ها اید؟

3.      بهزاد عشقی: او از آغازین سال های دهه 1350 با سینمای ایران مکالمه می کند و نویسنده ای است پر کار که هنوز هم می نویسد و صحبت می کند و واکنش نشان می دهد. او معتقد است که فیلم های اسکاری ماندگارتر از فیلم هایی هستند که برنده کن می شوند. موردی که من هم با آن موافقم.

4.      جمشید ارجمند: بخاطر ریویو های خواندنی و نثر دل نشینش. هر سینما دوستی باید یک نسخه از کتاب نقد فیلمش را داشته باشد. که مشتمل برنقد های دهه 40 تا 70 اوست. باور کنید امکان ندارد فیلمی قدیمی ببینم و به کتابش مراجعه نکنم.

5.      هوشنگ کاووسی: بخاطر اینکه با سن و سال بالایش، هنوز به سینما عشق می ورزد و واکنش نشان می دهد. و به هر بهانه ای نقبی می زند به تاریخ هنر فیلم و ما تشنگان سینما را با دانش فراوانش سیراب می کند. کاش تا هست از او تقدیر شود.

پی نوشت : مطمئناً افراد دیگری هم هستند که نوشته هاشان را دوست داشته ایم و از آن ها بهره برده ایم. مثل مازیار اسلامی، هوشنگ گلمکانی ،صفی یزدانیان و خیلی های دیگر. اما چه خوب است برای یکبار هم که شده نگذاریم دیر شود. دست اساتید خود را بفشاریم و از عرضه مشفقانه علم شان به ما تقدیر کنیم.

 

اینجا را هم بخوانید:

بهترین های عمر: منتقدان محبوب من (بخش اول)

من،شما،سی نت و البته یادداشت هایم!

 

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم شهریور 1387ساعت 21:8  توسط حامد مقدم  |